|
ترانه شعر دلتنگیهای عاشقانه |
|
گفتم كه رفتنت يه روز قاب دلم را ميشكنه ღღღ گفتي كه اين بخت تو بود تقدير تو شكستنه |
هواتا کردم دوباره بازم دلم تنگه برات
اگر چه دوری از دلم هنوزم میمیرم برات
امید من سنگ صبور باشه برو پیشم نَیا
بذار که تنها بسوزم تو غربت دلتنگیام
نه اینکه عاشق نباشی نه اینکه دوست ندارم
میخوام تو اوج بی کسی سرروی شونت بذارم
زخم زبون وصبر من باور بکن حدی داره
یه قلب خالی از امید آخه سوزوندن نداره
منی که حتی گریه هام واسه تو تکراری شده
تو حرف مردما نزن نگو که جات خالی شده
نگاه سردت هنوزم با خنده هات زجرم میده
خدا خودت منا به این در به دری عادت بده
باور نداری هنوزم عشق تو داغونم کنه
بخند به گریه های من شاید که آرومم کنه
بهش بگین خاطره هاش آتیش به جونم میزنه
آسمونم زمین بیاد بگین فقط مال منه
تو لحظه های بی کسی سهم من از تو دوریه
اگه صدام در نِمیاد دلتنگی وصبوریه
هر غروب دلتنگتم دوباره تنها میشینم
هر وقت که بارون میباره تورا کنارم میبینم
هر روز وهر شب از خدا بدون فقط تو را میخوام
نگو واست غریبه ام نگو تو خوابت نِمیام
بگو تو هو دوسم داری بگو که دل تنگم میشی
من فقط از خدا میخوام دوباره مهربون بشی
من فقط از خدا میخوام دوباره مهربون بشی
چکاوک

ببين گلم هنوزم پشت پنجره منتظرم كه برگردي
منتظرم كه يه روزي دوباره در بزني منتظرم
مطرب گيتار شكسته چكاوك
+ نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط چکاوک |