|
ترانه شعر دلتنگیهای عاشقانه |
|
گفتم كه رفتنت يه روز قاب دلم را ميشكنه ღღღ گفتي كه اين بخت تو بود تقدير تو شكستنه |
به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یه روز کاری با دنیا ندارم به تو گفتم خودما می کشمو پر می زنم تو آسمون بگو گفتم یا نگفتم به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات بگو گفتم یا نگفتم چشماتم تنهام گذاشتند حالا من موندم وتیغ ورگ دستو ،ره سپاری تو ومن بگو گفتم یا نگفتم مگه بِت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره وتاره حالا روزگار من بعد تو سفر کردن تو طناب داره تیغو می کشم رو رگهام می پاشه خونم روعکسات نتونست سدی بسازه رنگ چشمات سیل اشکات به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی کاری با دنیا ندارم به تو گفتم خودما میکشم وپر میزنم تو آسمونا بگو گفتم یا نگفتم کاش میـــــشد هیچ کس تنهــــا نبود کاش میــــــشد دیدنت رویــــا نبود من دعـــــــا کردم برای بازگشـــــت دستهای تـــــو ولـــــــی بالا نبود گفته بودی که فـــــردا میرســــــی کاش روز دیدنــــت فـــــردا نبود بیشتر از هر زمانی ،بیشتر از هر لحظه ای تو را می خواهم و برای دیدنت بیقراری میکنم آمدن ورفتنت را در تنهاییهایم به یادگار بگذار چکاوک
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 4:18 بعد از ظهر توسط چکاوک |
بزن رفیق که با ناله سر تار بگریم به سوز وساز تو چون ابر نوبهار بگریم بزن رفیق که در روزگار یار ندیدم ز یار شکوه کنم یا ز روزگار بگریم بزن که سوز غمی شعله می کشد به دل من بزن که همره ساز تو زار زار بگریم به مویه تو بنازم ز،سیم شور بر آور مگر ز رنج اسیری در این حصار بگریم به پرده های دل من هزار اشک نهان بین ز نغمه های تو خواهم که آشکار بگریم خوشا دمی که به جانسوزی نوای تارت به خلوتی بخزم در شبان تار بگریم بهار شد که به صحرا و کوه از غم غربت چو رود ناله بر آرم چو آبشار بگریم به اشک خویش رخ لاله را بشویم ودردل به یاد مردم دلتنگ داغدار بگریم ز فکر حضم ندانم کجاست ساز موافق که با نوای مخالف ز جُور یار بگریم بیاد مرمت یاران واشک سرخ بهاران هزار بار بزن تا هزار بار بگریم کی می شود که با نگاهت با صدایت وحتی با قلبت مرا فریاد بزنی قلبم زمزمه می کند تنها گواه شبهای بی خوابیت زمین سرد و ماه چه شاهدان سنگ دلی ولی من منتظرت می مانم حتی اگر دیگر تو را نبینم چکاوک

+ نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط چکاوک |
بی تو این روزای روشن واسه من تاریک و تاره وقتی بی تو تک وتنهام زندگی منا نداره از همون روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم فکر می کردم میرسی یه روز تو بی کسیم به دادم گفتن لحظه ی آخر واسه من هنوز سواله دیدن دوباره ی تو فقط تو خواب وخیاله لحظه های آخر تــــــو ٬ توی قلب من می مــــونه هیچ کس مثل من بلد نیست قدر چشماتو بدونه قدر چشمـــــــــــــاتـو بدونه رفتی وچشمای خیسم یادگاری از تو مونده بی وفائیات هنوزم تو را از دلم نرونـــــــــده چشم به راه تــــــو میمونم تا که برگردی دوباره می ترسم که وقتی نیستی دل من طاقت نیـــــــــاره گفتن لحظه ء آخر واسه من هنوز سواله دیدن دوباره ء تو فقط خواب وخیاله رفتی اما خاطراتت توی قلب من می مونه هیچ کسی مثل تو بلد نیست دلما خوب بسوزونـــــــــــه تا وقتی که زنده هستم چشم بـــراه تو می مونم تو دیگه رفتی که رفتی نمی یای پیشم میدونم اما هر کجا که هستی منا تو دلــــــــــت نگه دار با چشای خیس وگریون من میگم خــــــــــــــــــــدا نگهــــــدار "دل من از تبار دیوار های کاه گِلی است ساده می افتد٫ ساده می شکند٫ ساده می میرد دل من تنها سخت می گرید ...! " چکاوک

+ نوشته شده در سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 4:3 بعد از ظهر توسط چکاوک |