|
ترانه شعر دلتنگیهای عاشقانه |
|
گفتم كه رفتنت يه روز قاب دلم را ميشكنه ღღღ گفتي كه اين بخت تو بود تقدير تو شكستنه |
سپیده بودی واسه من واسه شب وستاره ها رفتی ولی موندی هنوز تو دفتر خاطره هام هنوز توی اتاق من عطرتو را حس می شه کرد جای تو خالی ومنم همه وجودم شده درد حالا دیگه ترانه هام ترانهء بی کسیه حالا دیگه شبای من شبای دلواپسیه نمیدونم چرا دلت از دل من جدا شده رفتی وکار هر شبم گریه ءبی صدا شده گــــــــــــــریــــه ء بــــــــــــــــــیصدا شــــده گـــــــــــــــــــــــریــه بیـــــــــصدا شـــده چقدر سخته تو چشای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داد زل بزنی وبه جای اینکه لبریزــــــ کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری . چقدر سخته دلت بخواد سر تا به دیواری تکیه بدی که یه بار زیـــــــــــــر آوارغرورش همه وجودت له شده. چقدر سخته تو خیالت باهاش ساعتها حرف بزنی اما وقتی دیـــــــــــــــدی هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی . چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری . چقدر سخته گل آرزو هاتو ،تو باغ دیگری ببینی وهزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه ء نو مبارک . چکاوک 
+ نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 8:2 بعد از ظهر توسط چکاوک |
وقتی میگی همه چیز تمومه عشق و عاشقی دیگه کدومه بدون تو دل مگه میتونه تو را خدا نرو از این خونه وقتی که گفتم دل به تو دادم تو دلت گفتی من چقدر ساد ه ام حالا که از چشم تو افتادم می گی عاشقی رفته از یادم می خوام که بمونی هنوز تو همونی نگو که از چشمام عشق و نمیخونی هنوز نمیدونم بگو تا بدونم ؟ چرا بهم گفتی ؟ پیشت نمی مونم بی تو شدم یه زندونی کاشکی کنارم بمونی عشق و تو چشمام بخونی دیگه منو نرنجونی این آسمونم مال تو عشقم و جونم مال تو هر چی که دارم مال تو دارد وندارم مال تو می خوام که بمونی هنوز تو همونی نگو که از چشمام عشقو نمی خونی بهش بگین همین روزا توی دلم می شکنمش خدا نیاره اون روزا بیفته چشمم تو چشمش دیوونه بود اما منم دیوونه تر از عشق اون قلبما زد به نامشو پرزد و رفت از آشیون عزیزم عاشقی کار تو نبود من عاشقت بودم وبس همه احساس منا کشتی گلم پای هوس اما هنوز دوست دارم به جون اون که دوست داریش وقتی که اسم تو میاد زنده میشم همین وبس بهش بگین بی خبرم بپرسین عشقمون چی شد؟ چکاوک

+ نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 5:38 بعد از ظهر توسط چکاوک |