|
ترانه شعر دلتنگیهای عاشقانه |
|
گفتم كه رفتنت يه روز قاب دلم را ميشكنه ღღღ گفتي كه اين بخت تو بود تقدير تو شكستنه |
شب است . ساكت و آرام به مهتاب شب روشن نگاه می كنم. حتــــــــــــــــــی تپش ثانیه ها را در وجودم حس نمی كنم . و لحظه ای نیست كه با یاد تو آرام نگیرم. تـــــــو را دوســـــت دارم. این را بارها گفتــــــــه ام . نه؟ چیزی زیباتر از عشق و جاودانه تر از دوستی در این دنیا وجود ندارد. قلبهایمان برای هم می تپد. اما زبان از گفتن این همه حقیقت سر باز می زند. و همه ی ستاره ها خاموشند بـــــــــــاور كن من هنوز هم برای او كه وسعت قلبش به اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است. چكاوك
و مثل اینكه به تو تا پای جان انس گرفته ام و این عادت نیست. دوستی و مهر است . نه؟
چه روزی می تواند غمگین تر از روزی باشد كه نگاهت را از من دریغ كنی.
مهربانم تو بگو: بعد از تو از كدام دریچه آسمان را به تماشا بنشینم
و با كدام واژه عشق را معنا كنم بـــــی تو همه ی فصلها خاكستری
كیفر شكستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است
به قداست چشمان تو ایمان دارم. 
+ نوشته شده در شنبه 14 دی1387ساعت 11:47 قبل از ظهر توسط چکاوک |